در محاکمه پر هیجان این قهرمان بزرگ انسانی – که یک صد تن از کشیشان حضور داشتند – رئیس دادگاه از او پرسید:
خیال می کنی ٰ با وجود آن همه جنایت ٰ با آن همه سحر و جادو و افسون ٰ دادگاه تو را تبرئه خواهد نمود.
ژاندارک آخرین کلمات زندگی اش را بر زبان آورد و گفت:
اگر من در جایی قرار گرفته ام که خدا قرارم داده ٰ او بهتر از هر کسی می تواند نجاتم دهد.
قاضی ها ٰ هر اندازه کوشیدند اعتراف کند پیروزی هایش در جنگ ها را با سحر و جادو به دست آورده ٰ موفق نشدند و به ناچار به شکنجه روی آوردند و سرانجام به اتهام جادوگری ٰ در آتش سوزانده شد.