گذرگاه دیوار آتش

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و هدف از ایجاد آن بیان و ابراز عقاید و برخورداری از نظرات و افکار و عقاید بازدیدکنندگان گرامیست.

گذرگاه دیوار آتش

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و هدف از ایجاد آن بیان و ابراز عقاید و برخورداری از نظرات و افکار و عقاید بازدیدکنندگان گرامیست.

وحشت از موسیقی چرا؟

در سخنرانی آقای قرائتی که بعدازظهر روز ۲۹/۱/۸۷ از یکی از شبکه های تلوزیون ایران پخش شد ، ایشان فرمودند:

 

((‌یکی از دلایل رفتن برکت از زندگی ؛ وجود ساز و آلات موسیقی در خانه است.))

واقعا جای بسی تآسف است. از این حرفها نیم قرن گذشته . از زمانی که تارنوازان را به قتل می رساندند و سازشان را می شکستند. و ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم.

آقای قرائتی عزیز شما دریکی دیگر از سخنرانی هایتان علت پابرجا ماندن جمهوری اسلامی را یک علت ماورایی اعلام کرده و همین را دلیل بر حقانیت آن اعلام نمودید.

چنین نیست برادر من....

وزارت اطلاعات در حال حاضر ده ها برابر ساواک رژیم شاهنشاهی مملکت را در خفقان فروبرده. ودیگر مجالی برای هیچ گونه اعتراض باقی نمانده و آزادی عقیده یک جوک خنده دار سال است.

شما آقای قرائتی عزیز ، شما که در هجده سالگی همیشه صحبت هایتان مورد علاقه من بود هم اکنون با این استدلالها و این حرفهایتان خط بطلان بزرگی بر تمامی گذشته خود کشیده اید.

اگر چه اگر واقعا به بیسوادان کمک کرده اید و باعث باسواد شدن خیلی ها شده اید و به قول خودتان رئیس بی سوادان هستید و اگر واقعا چنین باشد جای بسی قدردانی از شماست اما به نظر من شما را با همان بی سوادان سرو کارتان باشد خیلی بهتر است. حرفهای شما فقط به درد همان جماعت بی سواد مانده دهه های ۲۰ و ۳۰ می خورد.

دست از سر جامعه کنونی بردارید. شما را به امام حسین قسمتان می دهم. شما را به خون عیسی مسیح قسمتان می دهم که برکت را درست معنا کنید. شما را قسمتان می دهم .

به راستی برکت یعنی چه و اصلا چرا از این خاک برکت سالهاست که رخت بربسته؟ یا اصلا ما در جایگاهی هستیم که راجع به حکمت خداوند متعال دلیل تراشی کنیم؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ایمان

(( تعجبی ندار د. هر روز انسان یک شب تاریک است. هیچ کس نمی داند دقیقه بعد چه رخ می دهد، و با این وجود ، همه رو به جلو پیش می روند. چون اعتماد می کنند. چون ایمان دارند. ))

برگرفته از کتاب بریدا ، نوشته پائولو کوئیلو

پیامبر و دیوانه

آنگاه یکی از داوران شهر به پا خواست و گفت با ما از جرم و جنایت بگو .
و او در پاسخ گفت :
هر گاه که روح تو بر باد سر گردان شود ،
 ان گاه ا است که تنها و بی یاور ، به دیگران آزار می رسانی ،و نیز به خویشتن
....
واین را هم بدانید ، هر چند این سخن بر دلتان گرانی کند :
کشته هم از برای کشته شدن خود پاسخ گوست،
و دزد زده هم از برای دزد زدگی خود بی تقصر نیست.
راستکاران از خطای نابکاران بری نیستند،
و پاک دستان دست شان به گناه نا پاکان آلوده است.
آری ، ای بسا آسب رسان که از اسیب دیده ستم کشیده اشت ،
و ای بسا بیشتر که محکومان بار گناه بی گناهان و آسودگهن را به گردن گرفته اند
...
هر گاه یکی از شما بخواهد زن بی وفایی را به داوری بکشاند ،
او را باید که دل شوهر آن زن را هم در ترازوی بگذلرد و روحش  را بیازماید.
وان که می خواهد تجاور کننده را تازیانه بزند به درون روح تجاوز دیده هم نگاهی بیندازد.
...
و راستی را، خواهد دید که ریشه های خوب و ریشه های بد ،
بارور و نابارور در دل خواموش زمین به هم پیچیده اند
...
و شما ای دادران که می خواهید دادر باشید ،
چیست کیفر شما از برای ان کس که تنی را می کشد
اما روح خود اورا دیگران کشنه اند؟
 
 
برگزیده ای از کتاب "پیامبر و دیوانه"