گذرگاه دیوار آتش

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و هدف از ایجاد آن بیان و ابراز عقاید و برخورداری از نظرات و افکار و عقاید بازدیدکنندگان گرامیست.

گذرگاه دیوار آتش

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و هدف از ایجاد آن بیان و ابراز عقاید و برخورداری از نظرات و افکار و عقاید بازدیدکنندگان گرامیست.

ویترین

خداوندا!

در این شبهای سیاه و تار باز هم می خواهم از تاریکی های دنیایت بنویسم.

مرا ببخش که مدام از دنیای تو انتقاد می کنم.

آخر دنیای تو را دوست ندارم.

تو را دوست دارم اما دنیایت را دوست ندارم.

دنیای تو مثل یک بوتیک پر از کالاست.

فروشنده ها هم مملو از دروغ و نیرنگ برای فروش این کالاهی بی ارزش و خاکی این کره خاکی

اگر دنیا دروغین نبود ، این همه فروشنده دروغگو و دغل باز نداشت.

دنیای تو شبیه به مغازه ایست پر از ویترین های زیبا و شگفت انگیز ، مملو از خوراکیها و کیک های خوشمزه ، مملو از لباس های رنگارنگ ، مملو از اجناس و کالاهای مصنوع بشری.

اما من همیشه مثل آن دخترک کبریت فروش فقیری هستم که چون جیبهایش خالیست و کاری جز کبریت فروشی و تلاش برای پاک بودن و بشردوستی  بلد نیست نمی تواند چیزی از این ویترین ها خرید کند و همیشه تماشاچی اینطرف ویترین زیبای دنیاست.همیشه باید با حسرت تماشاچی این ویترین های رنگارنگ باشم و آه بکشم.

آخرش هم شبی از سرما می میرم و حسرت این ویترین زیبا را با خود به گور خواهم برد.

از کجا معلوم که جهان پس از مرگ هم پر از ویترین نباشد.

در اینصورت اگر چنین باشد آنوقت تکلیف من چیست؟

آیا تنها برای حسرت خلقم کرده ای؟ یا شاید هم برای ریاضت .؟؟؟؟!!!!

می دانم که جز برای رنج بردن مرا نیافریده ای.

مگر نه اینکه تو خود گفته ای:

لقدخَلَقنَا الاِنسانَ فی کَبَد

همانا آدمی را در رنج آفریده ام.

شاید این تقدیر من بوده . نمی دانم شاید هم همه آدمها تماشاچی اند و به ظاهر خود را خریدار جا می زنند.

 ای کاش روزی چشم از دنیای ویترین های قشنگت فرو می بستم. آنگاه آسوده می شدم.

خسته ام. خسته از پرسه زدن پشت این شیشه ها.

خسته از تماشا...

می خواهی بامن چه کنی؟

که همیشه در حسرت باشم ؟!!!!!!!!!!!!!!!!

بار ها گفته ام که از کره خاکی ات بیزارم. بیزار..............................