گذرگاه دیوار آتش

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و هدف از ایجاد آن بیان و ابراز عقاید و برخورداری از نظرات و افکار و عقاید بازدیدکنندگان گرامیست.

گذرگاه دیوار آتش

این وبلاگ کاملا شخصی بوده و هدف از ایجاد آن بیان و ابراز عقاید و برخورداری از نظرات و افکار و عقاید بازدیدکنندگان گرامیست.

نور در تاریکی

آنگاه که تاریکی همه جا را فراگیرد. به یک نور خیره می شوم به نام خدا.

آن نور تنها نور زندگی من است. چرا که تاریکی همه جا را فراگرفته و جز ظلمت و تاریکی و جهل هیچ نمی بینم.

خداجونم تو تنها نور زندگی منی. تو همیشه تو زندگی آدما هستی اما وقتی تاریکی زندگی آدما رو می گیره نور تو خاموش نمی شه . ما ها باید بگردیم و خوب نگاه کنیم تا نور تو رو ببینیم.

من اصلا جلوی راهم رو نمی تونم ببینم. همه جا تاریکه . هر لحظه امکان داره بیفتم تو ی یه دره ترسناک . خواهش می کنم کمکم کن. اونایی که منو تو تاریکی ولم کردن و رفتن یه چراغ دستم ندادند. من موندم تک و تنها تو تاریکی . من از بچه گی از تاریکی می ترسیدم. خواهش می کنم خودتو به من نشون بده . اون نور قشنگت رو خاموش نکن . خواهش می کنم. من سردمه اینجام خیلی تاریکه. خیلی ترسناکه. پر از حیوونای خطرناک و درنده است. من به نور تو خیلی احتیاج دارم تا راهم رو پیدا کنم. من باید منتظر باشم که صبح بشه و لی این شب سیاه تاریک انگار اصلا تمومی نداره.

چرا شب ما

سحر نمی شه؟

گل ستاره

پر پر نمی شه

نظرات 1 + ارسال نظر
به شکل غمگینی فرهادم یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 07:08 ب.ظ http://miracle.blogsky.com

نه..!هرگز شب را باور نکردم ..چراکه در فراسوی دهلیزش به امید دریچه‌ای دل بسته بودم...
.
.
.
اگر به خانه‌ی من آمدی ..برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه‌ی خوشبختی بنگرم..
.
.
مثل اینکه توام مثل من هنوز منتظر اون دریچه‌ای...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد